امروز

طب شفا

اضطراب درمان می شود؟

اضطراب عبارت است از يک عامل ناشناخته و نا معلوم که موجب پريشاني فکر وگاه باعث بروز علائم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پريدگي مي شود. در فرآيند اضطراب  بر خلاف ترس طبيعي،  يک عامل حقيقي ترس آور يا خطرناک يا آسيب رسان وجود ندارد بلکه فقط به طور خود کار و ناخود آگاه ذهن آدمي  دچار احساس خطر مي شود و هر گاه ذهن در اثر تنش هاي رواني و استرس هاي عصبي و حوادث ناخوشايند و ناگواري که در زندگي مکررا” برايمان رخ مي دهد از روال عادي خارج  شود و حساسيت بيش از حد به رخداد هاي آتي و احتمالي پيدا کند دچار اضطراب مي شويم. علل پيدايش اضطراب عوامل وراثتي، تجربه هاي تلخ سالهاي گذشته و محيط ناآرام و عصبي است. اثرات مخرب آن بر تفکر باعث اختلال  در تمرکز حواس مي شود،  قدرت تصميم گيري و اراده را از انسان سلب مي کند، او را بدبين  مي سازد  و باعث مي شود که انسان ديگر فرد مثمر ثمرو سودمندي نباشد يا بيش از حد به برخي چيز ها مي پردازد (حالت وسواس) يا عملکرد اجتماعي وشغلي فرد مختل مي شود يا بيش از اندازه به امور مهم بي توجه مي شود (حالت بي تفاوتي)، دچار کاهش اعتماد به نفس  به خود مي شود،احساس ترس فراگير وجود او را مي گيرد که مي تواند به خاطر ترس نسبت به خطرها، دردها و امراض جسماني  مختلف باشد. کساني که توان کنترل خود را ندارند شديدا” عصباني مي شوند و احساس  تسليم و ناتواني مي کنند و قدرت مقابله با مشکلات يا بيماري ها را در خود نمي بينند همچنين جسم قادر نيست تا آرامش خود را حفظ کند و خواب راحتي داشته باشد و احساس خستگي، کوفتگي و ضعف جسماني مي کند و عصبي و بر انگيخته است و بي دليل عصباني مي شود. سردرد، درد قفسه سينه، درد پا يا دست، درد شکم و سو» هاضمه وکم اشتهايي يا پر اشتهايي هم به سراغ فرد مي آيند.اختلالات اضطرابی از شایعترین اختلالات روان شناختی است که عوارض زیادی را به همراه دارد و افراد نسبت به درمان مقاوم هستند. اضطراب معمولا در موقعیت های ترسناک اتفاق می افتد ولی تفاوت واضحی بین اضطراب و ترس وجود دارد.


 ترس، حالتی است که نسبت به ابژه ای مشخص و بیرونی روی می دهد و فرد از منبع ترس خود آگاهی دارد. ولی اضطراب نسبت به ابژه ای ناخودآگاه و واپس زده ایجاد می شود. اضطراب نوعی ناراحتی و ترس مبهم است که اغلب نشانه های آزارنده و ناخوشایند بدنی به همراه دارد.

این نشانه مثل سخت شدن عضلات، افزایش ضربان قلب و تند شدن تنفس، خشک شدن دهان، معده درد، عرق کردن و لرزش می باشد. وقتی اضطراب شدید تر است سرگیجه، ضعف، درد در ناحیه سینه، تار شدن دید چشم، احساس خفگی، داغ شدن یا سرد شدن پوست، حالت تهوع، تکرر ادرار و اسهال و اختلال در حافظه وجود دارد. مسلما وقتی خطری فرد را تهدید می کند اضطراب واقعی و به جا وجود دارد.

اضطراب به فرد کمک می کند که خطر را تشخیص داده و از آن اجتناب نماید و می توان گفت که ارزش بقا دارد. اضطراب با افزایش هشیاری و انرژی، کیفیت عملکرد را درفرد بالا می برد. اما اگر شدت اضطراب با واقعه چکاننده یا برانگیزاننده تناسب نداشته باشد یا بعبارتی زیاد باشد، کیفیت عملکرد را کم کرده و فرد را در انجام امورش ناتوان می کند و اضطراب نابهنجار تشخیص داده می شود.


گاهی اضطراب به دلیل وجود super ego یا وجدان بسیار قوی در فرد ایجاد می شود. Super ego در سنین کودکی در فرد توسط ابژه های کودک یا همان پدر و مادر نهادینه شده و کودک در همان سال های 4 یا 5 سالگی با همانند سازی با والدین، آن را بوجود آورده و با پا گذاشتن روی بسیاری از غرایز و لذت ها یا اصطلاحا Id، بسیاری از آنها را سرکوب کرده که اگر این وجدان یا super ego بیش از حد رشد یافته باشد؛ کودکی که اکنون به فرد بزرگسالی تبدیل شده نمی تواند از بسیاری از روابط معقولش لذت ببرد و همین امر در او اضطراب روان رنجور ایجاد می نماید.


اضطراب اجتماعی نوع دیگری از اضطراب است و افرادیکه میتلا به اختلال اضطراب اجتماعی هستند هنگام قرار گرفتن در بسیاری از موقعیت ها، وضعیت ها و مکان ها دچار اضطراب می شوند. متاسفانه این افرادهنگام مصاحبه های شغلی یا شرکت در آزمون یا ارائه پژوهش های علمی در حضور سایر دانشجویان و اساتید، دچار اضطراب می شوند و عملکرد اجتماعی آنها مختل می شود.

این افراد همیشه نگران قضاوت مردم از ظاهر، تیپ، شخصیت و حتی عملکردشان می باشند. اگرچه ممکن است سر و وضع خوبی هم داشته باشند، علم بالایی را کسب کرده و به درجات بالایی از جامعه رسیده باشند ولی به قیمت از دست دادن انرژی بسیاری که ناشی از اضطراب گریبانگیر آنها شده است.


شاید در طول زندگی با افراد وسواسی روبه رو شده باشید که روزانه وقت خودشان را صرف وارسی و تشریفات آبکشی و کنترل امور می کنند غافل از اینکه ریشه همه این اعمال، ناشی از اضطراب بالایی است که در آنها وجود دارد. غیر از وسواسی های عملی گروهی دیگر وسواسی های فکری هستند که فرد در ذهن خود درگیر شمارش یا تشریفاتی است که اگر آنها را انجام ندهد تصور خواهد کرد که برایش اتفاق بدی خواهد افتاد.

اضطراب فراگیر از انواع دیگری از اضطراب است و فرد همیشه گوش به زنگ بوده و منتظر شنیدن و رخ دادن اتفاقات ناگوار یا مواجه شدن با خطری تهدید کننده می باشد.

این افراد بیش از حد نگران هستند و نه تنها از زندگی خود لذتی نمی برند بلکه ممکن است عملکرد شخصی، شغلی و اجتماعی آنها مختل شده باشد. پس توصیه ما روان شناسان به این افراد، مراجعه به مراکز روان شناختی برای دریافت کمک و تکنیک های تخصصی می باشد تا بار دیگر دنیایی مملو از آرامش را تجربه نمایند.

تاریخ نشر: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

طب شفا

طب شفا

طب شفا

طب شفا

طب شفا

طب شفا