امروز

طب شفا

وظایف و ماموریت‌های سازمان هلال‌احمر

تا بخشی از خدمات یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های بشردوستانه جهان را معرفی کنیم.

 گستره وظایف و ماموریت‌های سازمان هلال‌احمر به‌عنوان یک نهاد غیردولتی عظیم با اهداف بشردوستانه:

گستره وظایف و ماموریت‌های هلال‌احمر بسیار وسیع است و اهداف این سازمان در اساسنامه آن آمده است:

1) تلاش برای تسکین آلام بشری و احترام به انسان‌ها

2) کوشش برای برقراری تفاهم و برقراری صلح پایدار میان انسان‌ها

3) حمایت از زندگی و سلامت انسان‌ها بدون هیچ‌گونه تبعیض میان آنها

دامنه فعالیت این سازمان وسیع است و خیلی کلی در اساسنامه بیان شده است. اساسنامه جمعیت در مجلس شورای اسلامی تصویب شده و وظایف جمعیت به‌ تصویب مجلس صورت قانون جاری در کشور است. از وظایف در آن آمده است؛ عرضه خدمات امدادی هنگام بروز حوادث و سوانح طبیعی مثل زلزله و سیل و ... یعنی هر وقت حادثه یا بلای طبیعی اتفاق بیفتد، در داخل و خارج کشور باید اقدام موثر انجام شود.

آیا مشکلات میان کشورها مانع انجام خدمات هلال‌احمر نمی‌شود؟

جمعیت هلال‌احمر عضوی از پیکره هلال‌احمر و صلیب سرخ جهانی است. ما عضو فدراسیون بین‌المللی هلال‌احمر و صلیب‌سرخ‌های جهانی هستیم. هر کجا به خدمات انسان‌دوستانه نیاز باشد، جمعیت هلال‌احمر بر اساس اهداف و وظایف خود حضور پیدا می‌کند. وظیفه دوم، عرضه کمک‌های اولیه در حوادث غیرمترقبه به وسیله امدادگران است. براساس همین وظیفه است که حضور امدادگران را مثلا هنگام سفرهای نوروزی در کنار جاده‌ها می‌بینیم؛ این هم بر مبنای همکاری و کمک به دولت است. البته خدمات هلال‌احمر بسیار گسترده‌تر است.

وظیفه امداد و نجات مثلا در جاده‌ها هم به عهده هلال‌احمر است؟

بله، هلال‌احمر، امداد، کمک‌های اولیه و جستجو و نجات هم انجام می‌دهد. مثلا نجات مصدومان در حوادث جاده‌ای یا کسانی که در میان آوار گیر کرده‌اند. ارائه کمک‌های اولیه تا رسیدن آمبولانس و انتقال به مراکز درمانی در جاده‌ها به عهده امدادگران هلال‌احمر است.

آیا جمعیت هلال‌احمر، برای آموزش آمادگی مقابله با حوادث به مردم هم اقدامی انجام می‌دهد؟

بله، وظیفه دیگری که در اساسنامه جمعیت هلال‌احمر آمده، برنامه‌ریزی و اقدام برای آمادگی مقابله با حوادث و سوانح و آموزش عمومی در این زمینه و تربیت کادر امدادی و نیروی انسانی مورد نیاز است. البته آموزش همگانی بدون کمک‌ سازمان‌ها و نهادهای دولتی و عمومی قابل انجام نیست. علاوه‌بر حمایت قانونی سازمان‌ها و نهادها، این سازمان خدمات خود را به وسیله افراد داوطلب به مردم نیازمند عرضه می‌کند. سازمان در کل کشور فقط 7 هزار نیرو دارد که به صورت رسمی، قراردادی، پیمانی کار می‌کنند ولی بدنه اصلی که به وسیله آنها خدمات عرضه می‌شود، نیروهای مردمی، داوطلب و افراد علاقه‌مند هستند. این افراد در بخش‌های مختلف هلال‌احمر به مردم کمک می‌کنند.

 سازماندهی این افراد علاقه‌مند چگونه است؟

ما حتی از مهدکودک‌ها داوطلب می‌پذیریم و تشکلی به نام «غنچه‌های هلال» داریم که در آن بچه‌ها در سنین مهدکودک با آموزش‌های هلال‌احمر که مناسب سن آنهاست، آشنا شوند. البته تشکیلات بزرگ‌تری به نام «سازمان جوانان هلال‌احمر» هم داریم که همه افراد جامعه که زیر 29 سال سن دارند در صورت ملحق شدن به جمعیت هلال‌احمر عضو آن خواهند شد.

 برای افراد با سن بالاتر چطور؟

این افراد در سازمان داوطلبان هلال‌احمر و در زمینه‌های بشردوستانه و در قالب گروه‌ها و داوطلب و امدادگران و نجات‌گران هلال‌احمر فعالیت دارند. آنها برای عرضه خدمات قبل از آن به وسیله جمعیت هلال‌احمر آموزش‌های لازم را می‌بینند. بسیاری از نیروهای داوطلب هنگام حادثه و سانحه در خارج از کشور نیز خود را برای کمک به مردم معرفی می‌کنند.

آیا وجود این داوطلبان بر نظم کار هنگام وقوع حادثه یا سانحه طبیعی اثر نامطلوب نمی‌گذارد؟

نه، داوطلبانه کار کردن با منظم کار کردن و قالب ساختار منظم قرار داشتن منافات ندارد.

این گروه‌های امدادی دارای ساختار است. هر گروه فرمانده دارد. امدادگران نیز براساس نوع آموزشی که دیده‌اند، درجه‌بندی دارند. درجه‌های امدادگران در جمعیت تعریف شده است و فعالیت امدادگران در صحنه حادثه با تشکیلات منظم انجام می‌گیرد.

در شرایط عادی معمولا مدیریت‌های متفاوت با هم هماهنگ نیستند. آیا می‌توان هنگام وقوع حادثه هماهنگی و مدیریت واحد را انتظار داشت؟

مدیریت بحران برعهده سازمان مدیریت بحران کشور است و فقط بخش امداد و نجات آن را جمعیت هلال‌احمر بر عهده دارد. معمولا مدیریت بحران قبل از وقوع حادثه شروع می‌شود که اقدام در آن حیطه‌ها برعهده سازمان هلال‌احمر نیست. مثلا تامین شاهرگ‌هایی مثل تامین آب،‌ برق، گاز یا جاده برعهده هلال‌احمر نیست.

آموزش‌های هلال‌احمر را برای انجام وظایفش چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آموزش‌های امداد و نجات بعد از یک مرحله عمومی که البته این آموزش‌ها با آموزش‌های همگانی متفاوت است. آموزش‌های تخصصی می‌بینند. مثلا امدادگری که برای امداد و نجات به کوهستان می‌رود، آموزش‌های بسیار متفاوتی می‌بیند. مثلا نجات افراد از زیر آوار یا هنگام تصادف، سیل، دره با هم فرق دارد و آموزش‌های تخصصی متفاوتی به داوطلبان داده می‌شود.

انتخاب داوطلبان آموزش‌های تخصصی چگونه است؟

آن مبنای علاقه داوطلبان مثلا فردی که کوهنورد است، آموزش‌های امداد و نجات کوهستان را می‌بیند یا کسی که شناگر است، آموزش‌های تخصصی نجات غریق و حمل آن و هر آنچه برای نجات و امداد هنگام سیل و امداد دریایی در آن موضوع مورد علاقه لازم است.

درپایان بنیادی‌ترین اصول کار در هلال احمر را چه می‌دانید؟

انسانیت، بی‌غرضی، بی‌طرفی، نداشتن وابستگی، خدمات داوطلبانه، جهان‌شمولی و یگانگی یعنی ورود به این جمعیت برای همه باز است.

7 معیار مهم در ارزیابی وضعیت مصدوم

مهم‌ترین علایم حیاتی که در مواجهه با یک مصدوم باید مورد توجه قرار گیرند، عبارتند از: سطح هوشیاری، تنفس، نبض، فشار خون، درجه حرارت بدن، رنگ پوست و قطر مردمک چشم.

• سطح هوشیاری: مصدوم را با تکان دادن ملایم شانه‌ها و صدا کردن بررسی کنید. مراقب باشید که در موقع تکان دادن شانه‌های مصدوم، سر و گردن او تکان نخورد.

• تنفس: در بررسی تنفس مصدوم، به 3 مورد زیر توجه کنید:

• تعداد تنفس: تعداد نفس‌ها را در مدت یک دقیقه بشمارید. در افراد بالای 12 سال که در حال استراحت هستند، تعداد تنفس طبیعی بین 12 تا 20 است. در کودکان یک ماهه تا 12 ساله، این تعداد بین 15 تا 30 است. تعداد تنفس نوزادان (از ابتدای تولد تا یک ماه) در حالت طبیعی بین 25 تا 50 است.

• عمق تنفس: دقت کنید که تنفس مصدوم عمیق است یا سطحی.

• نظم تنفس: ببینید آیا پس از یک تنفس عمیق، نفس بیمار برای مدتی قطع می‌شود یا نه؟

• نبض: برای گرفتن نبض، نوک دو انگشت بزرگ و نشانه را باید روی محل نبض قرار دهیم. رایج‌ترین نبضی که معاینه می‌شود، نبض رادیال است. محل لمس این نبض، روی مچ دست، در سمت انگشت شست است. مطمئن‌ترین نبض برای معاینه مصدوم، نبض کاروتید است. محل لمس این نبض، روی گردن و در فرورفتگی کنار سیب آدم است.

• فشار خون: فشار خون، فشاری است که در اثر برخورد خون به دیواره رگ‌ها وارد می‌شود. فشار خون را به وسیله دستگاهی به نام فشارسنج اندازه‌گیری می‌کنیم. برای اندازه‌گیری فشار خون به روش زیر عمل کنید: ابتدا بازوبند را روی بازوی بیمار ببندید (نه خیلی محکم، نه خیلی شل). پس از لمس نبض آرنج در قسمت داخلی چین آرنج، گوشی پزشکی را روی آن قرار دهید. پیچ تلمبه دستگاه را ببندید و بازوبند را بین 150 تا 200 میلی‌متر جیوه باد کنید. به آرامی باد را خالی کنید و منتظر شنیدن اولین صدا باشید. دقت کنید در زمان شنیدن اولین صدا، دستگاه فشارسنج چه عددی را نشان می‌دهد. این عدد نشان‌دهنده فشار سیستولیک یا ماکزیمم است. به تدریج به تخلیه باد دستگاه ادامه دهید. دقت کنید وقتی صدا قطع می‌شود، دستگاه فشارسنج چه عددی را نشان می‌دهد. این عدد، نشان‌دهنده فشار دیاستولیک یا مینیمم است. فشار خون به صورت کسر بیان می‌شود. صورت کسر نشان‌دهنده فشار سیستولیک و مخرج کسر نشان‌دهنده فشار دیاستولیک است. مثلا اگر فشار سیستولیک شخصی 120 میلی‌متر جیوه و فشار دیاستولیک او 80 میلی‌متر جیوه باشد، می‌گوییم فشار خون او 120 روی 80 میلی‌متر جیوه است (80/120 میلی‌متر جیوه). به‌طور رایج فشار خون را برحسب سانتی‌متر جیوه بیان می‌کنند، مثلا فشار خون شخص را به صورت 8/12 (12 روی 8) بیان می‌کنند. فشار خون سیستولیک طبیعی بزرگسالان بین 90 تا 140 میلی‌متر و فشار خون دیاستولیک طبیعی آنان بین 60 تا 90 میلی‌متر جیوه است.

• درجه حرارت بدن: برای اندازه‌گیری درجه حرارت بدن، بهتر است از دماسنج استفاده کنید ولی اگر دماسنج در دسترس نباشد، می‌توانید پشت یک دست خود را روی پیشانی مصدوم و پشت دست دیگر را روی پیشانی خود یا فرد سالم دیگری قرار دهید و اختلاف دمای احساس شده به وسیله دو دست را مقایسه کنید. اگر بیمار تب داشته باشد یا دمای بدنش کمتر از حد معمول باشد، آن را احساس خواهید کرد. درجه حرارت طبیعی بین 8/36 تا 5/37 درجه سانتی‌گراد متغیر است.

• رنگ پوست: پوست در فرد طبیعی، صورتی رنگ است. پوست رنگ‌پریده در موارد شوک، غش، حمله قلبی، خونریزی و ترس و پوست کبود در موارد نارسایی قلبی، انسداد راه هوایی و بعضی از مسمومیت‌ها دیده می‌شود. برای افراد با پوست تیره، برای ارزیابی باید از مخاط‌ها (مانند داخل دهان، داخل پلک و بستر ناخن‌ها) استفاده کرد.

• قطر مردمک چشم: در افراد سالم، در حال طبیعی مردمک‌های 2 چشم با هم برابر است و به میزان نور محیط بستگی دارد؛ یعنی مردمک‌ها، با افزایش نور، تنگ و با کاهش میزان نور، گشاد می‌شوند. تغییر در اندازه مردمک یک یا دو چشم در یک مصدوم یا بیمار بسیار مهم است. مردمک‌های تنگ غیرطبیعی در برخی موارد مانند مسمومیت با مواد مخدر و خونریزی مغزی (در ناحیه پل مغزی) و مردمک‌های گشاد غیرطبیعی در مواردی نظیر مسمومیت با آمفتامین یا کوکائین و مرگ مغزی دیده می‌شود.

الفبا

الفبای کمک‌های اولیه

آیا تاکنون شاهد حادثه یا اتفاق ناگواری بوده‌اید؟ راستی اگر جزو اولین کسانی باشید که به محل یک حادثه می‌رسند، چه می‌کنید؟

اگر آن حادثه، مصدومی داشته باشد، حتما به فکر می‌افتید که برای کمک به او کاری انجام دهید. در چنین مواقعی، اگر آموزش لازم را دیده باشید، حتما قبل از رساندن مصدوم به مرکز درمانی، اقدام‌هایی را انجام خواهید داد. به تمام اقدام‌هایی که برای کمک به شخص آسیب‌دیده، بلافاصله پس از بروز حادثه و قبل از رساندن او به مرکز درمانی به وسیله یک فرد آموزش‌دیده انجام می‌شود، کمک‌های اولیه می‌گویند.

هدف از کمک‌های اولیه

کمک‌های اولیه را انجام می‌دهیم تا:

1. جان مصدوم را نجات دهیم.

2. از بدتر شدن حال مصدوم جلوگیری کنیم.

3. احتمال بهبود مصدوم را افزایش دهیم.

4. درد و ناراحتی مصدوم را کمتر کنیم.

البته هنگام کمک به یک مصدوم باید مواظب باشید آسیب بیشتری به او نزنید.

هنگامی که حادثه‌ای اتفاق می‌افتد و افرادی صدمه می‌بینند، همه دوست دارند به گونه‌ای به آسیب‌دیدگان کمک کنند اما کمک کسانی مفیدتر است که آموزش لازم را دیده باشند. این افراد، همان امدادگران هستند.

منظور از امدادگر، فرد آموزش‌دیده‌ای است که در صحنه حادثه اقدام به عرضه کمک‌های مورد نیاز می‌کند.

ویژگی‌های امدادگر

برای آنکه یک امدادگر بتواند وظایف خود را خوب انجام دهد، باید دارای خصوصیات زیر باشد:

1. اطلاعات کافی و مهارت‌های لازم را برای انجام کمک‌های اولیه داشته باشد.

2. دارای سرعت عمل باشد.

3. هنگام مواجه شدن با صحنه حادثه و آسیب‌دیدگان، خونسردی خود را حفظ کند.

4. سخنانش تسلی‌بخش و محبت آمیز و رفتارش اطمینان‌بخش و همراه با دلسوزی باشد.

5. ابتکار عمل داشته باشد و از وسایل موجود، حداکثر استفاده را بکند.

وظایف امدادگر

یک امدادگر موظف است که:

1. پس از ارزیابی مناسب حادثه و مصدومان، به سرعت به آسیب‌دیدگان حادثه رسیدگی کند.

2. از مراکز مربوط (مانند اورژانس، آتش‌نشانی، هلال‌احمر، پلیس و...) درخواست کمک کند.

3. کمک‌های اولیه و اقدام‌های ضروری انجام دهد.

4. در صورت لزوم، مصدومان را به مراکز درمانی منتقل کند.

البته یک امدادگر باید مواظب خطرهایی که متوجه خود او است نیز باشد و هرگز جان یا سلامت خود را به خطر نیندازد.

گزارش حادثه

امدادگر باید اطلاعات مربوط به مصدوم را جمع‌آوری و درست گزارش کند. در گزارشتان به موارد زیر توجه و آنها را گزارش کنید:

1. اسم، نشانی و شماره تلفن مصدوم

2. سابقه بیماری‌های قبلی مصدوم

3. شرح نوع و چگونگی ایجاد حادثه

4. بیان خلاصه صدمه‌های وارده به مصدوم

5. هر حالت غیرطبیعی مانند بیهوش شدن یا به سختی نفس کشیدن

6. هر نوع مرافبت و درمان انجام شده برای مصدوم

7. تعداد تنفس، ضربان نبض، میزان فشار خون و سطح هوشیاری مصدوم

8. نوشتن نام، نشانی و شماره تلفن خود

ABC

نجات مصدوم با ABC

فرض کنید در یک صحنه حادثه، با فرد آسیب‌دیده‌ای مواجه شده‌اید. اولین کاری که انجام می‌دهید، چیست؟ مسلما اگر فرد آسیب‌دیده در معرض خطر بیشتری باشد (مثلا نزدیک صحنه آتش‌سوزی روی زمین افتاده باشد)، باید ابتدا سریع ولی بااحتیاط، او را از صحنه خطر دور کنید.

اگر خطری مصدوم را تهدید نمی‌کند، هرگز او را قبل از آنکه وضعیتش را ارزیابی کنید و کمک‌های اولیه را انجام دهید، جابجا یا منتقل نکنید.

با آموختن این سه کلمه می‌توانید جان یک مصدوم را نجات دهید! پس آنها و معنایشان را به خاطر بسپارید:

1. Airway: به معنی «راه هوایی» یا
«راه تنفسی» است؛ یعنی مسیری که هوا از آن عبور می‌کند تا وارد ریه شود.

2. Breathing: به معنی «تنفس» یا «نفس کشیدن» است.

3. Circulation: به معنی «گردش خون» است.

اگر حروف اول کلمه‌هایی را که حفظ کرده‌اید، کنار هم بگذارید، ABC می‌شود که سه حرف اول الفبای انگلیسی است.

وقتی با یک مصدوم مواجه می‌شوید...

هر موقع که با مصدومی مواجه شدید، ABC را به یاد داشته باشید و آن را به ترتیب و با سرعت و دقت به کار ببرید، یعنی:

1. راه هوایی (Airway) مصدوم را بررسی کنید.

اگر مصدوم هوشیار است و به سوال‌های شما جواب می‌دهد، راه تنفسی‌اش باز است ولی اگر بیهوش است یا پاسخ نمی‌دهد، ممکن است راه هوایی‌اش بسته باشد. در این صورت باید راه تنفسی‌ او را به این صورت باز کنید:

یک دست را روی پیشانی مصدوم بگذارید و دو انگشت دست دیگر را زیر چانه‌اش قرار دهید. در حالی که چانه را بالا می‌دهید، با فشار دادن پیشانی به پایین، سر را به عقب خم کنید.

2. وضعیت تنفس (Breathing) مصدوم را بررسی کنید. آیا مصدوم نفس می‌کشد؟ برای آنکه بفهمید، گوش خود را بالای دهان مصدوم قرار دهید و در همان حال به شکم و قفسه سینه‌اش نگاه کنید. اگر نفس بکشد، صدای تنفس او را می‌شنوید و احساس می‌کنید و پایین و بالا رفتن شکم و سینه او را مشاهده می‌کنید. اگر مصدوم بیهوش است ولی نفس می‌کشد، او را در وضعیت بهبود قرار دهید. اگر نفس نمی‌کشد، به او تنفس مصنوعی بدهید.

3. وضعیت گردش خون (Circulation) مصدوم را بررسی کنید. این کار را با معاینه نبض گردنی (نبض کاروتید) می‌توانید انجام دهید، نبض گردنی را می‌توان در گردن، در گودی کنار سیب آدم احساس کرد. وجود نبض گردنی به معنی وجود ضربان قلب است. اگر نبض گردنی را حس نکردید و مصدوم بیهوش بود، باید ماساژ قلب را شروع کنید.

نفس کشیدن، سرفه، حرکت، وضعیت طبیعی پوست و پاسخ‌دهی مصدوم، از نشانه‌های وجود گردش خون هستند. اگر نمی‌توانید نبض را حس کنید، وجود این نشانه‌ها، نشان‌دهنده وجود گردش خون است. بررسی وضعیت تنفس و گردش خون هر کدام نباید بیشتر از 10 ثانیه طول بکشد. بعد از مراحل ABC، مصدوم را از نظر خونریزی شدید بررسی کنید. اگر خونریزی شدید وجود داشته باشد، باید آن را مهار کنید.

برای اینکه مصدومی را که بیهوش است ولی نفس می‌کشد در وضعیت بهبود قرار دهید، به ترتیب زیر عمل کنید:

در یک طرف مصدوم زانو بزنید، دستی را که طرف شما قرار دارد به حالتی قرار دهید که با بدنش زاویه 90 درجه بسازد.

دست دیگر او را به طرف مقابل بیاورید، به‌طوری که کف دستش زیر صورتش قرار گیرد. زانوی پای مقابل را بلند کنید. به آرامی زانو را به طرف خود بکشید و مصدوم را به طرف خودتان بچرخانید. مطمئن شوید که زانو با بدن زاویه
90 درجه می‌سازد. سر مصدوم را به عقب بکشید و تنفس او را کنترل کنید.

روزنوشته‌هایی از عملیات امداد و نجات در کشور‌ هائیتی به دنبال زلزله شدید در 12 ژانویه 2010

وقایع‌نگاری یک امدادگر

دکتر مهراب شریفی‌سده

مدرس موسسه آموزش عالی هلال ایران

این نوشتار حاصل یادداشت‌ها و روزنوشته‌هایی از عملیات امداد و نجات در کشور‌ هائیتی به دنبال زلزله فاجعه‌بار در 12 ژانویه 2010 است. آنچه در این گزارش می‌آید، تجارب مشترک گروه درمان اضطراری جمعیت هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران است که براساس واقعیت‌های ملموس میدان حادثه و ارزیابی‌های میدانی به رشته تحریر درآمده است. همه تلاش نگارنده آن است که واقعیت‌های میدان حادثه و نتایج ارزیابی‌های خود و سایر اعضای گروه اعزامی را در قالبی ساده و روان به رشته تحریر درآوردم و درس‌هایی را که از یک سانحه می‌توان آموخت، در چارچوب تجربه‌های عملیات امداد و نجات در یک عملیات وسیع و بین‌المللی عرضه کنم. و بر این باورم که کوله‌بار غنی جمعیت هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران در مدیریت سوانح می‌تواند حضوری موثر و غرورآفرین را در عرصه‌های بین‌المللی برای ما رقم بزند. از منظری دیگر، حضور در چنین میدان کارزاری می‌تواند به بهترین شیوه ممکن میزان آمادگی، کفایت تجهیزات و امکانات، تاثیر آموزش‌ها و قدرت فرماندهی و هماهنگی سازمان را در ترازوی نقد و داوری بگذارد و کاستی‌ها و نارسایی‌ها را در کنار توانایی‌ها و قابلیت‌ها در آینه‌ای بی‌زنگار عیان کند. آنچه در ادامه می‌آید آمیخته‌ای از بیم‌ها و امید‌هاست، بیم از آنکه با وجود همه تلاش‌ها و همتی که در راه ارتقای آمادگی‌ها مصروف شده، هنوز آمادگی مطلوب در گروه‌‌های عملیاتی ما ایجاد نشده و این گروه‌‌ها از کاستی‌های گوناگونی رنج می‌برند و امید به آنکه تجربه حوادث گوناگون و 8 سال دفاع مقدس از ما در کوره سوانح، فولاد آبدیده‌ای ساخته که در عرصه عمل به خوبی خود را نشان می‌دهد.

زمین‌لرزه‌ هائیتی در سال ???? شدیدترین و فجیع‌ترین سانحه کشور ‌هائیتی در 200 سال گذشته بود و باعث از بین رفتن تاسیسات حیاتی و آسیب جدی به زیرساخت‌ها شد به‌طوری که در توصیف آن خبرگزاری‌ها آوردند:

«تخمین‌زده می‌شود که بیشتر از 3 میلیون نفر از مردم ‌هائیتی در اثر زمین‌لرزه 12 ژانویه آسیب‌دیده باشند. زلزله‌ای با شدت 7 درجه در مقیاس ریشتر، شدیدترین زلزله‌ای است که طی یک قرن این جزیره را به لرزه درآورده است. تعداد کشته‌شدگان، مجروحان و میزان خسارات وارده هنوز در دست بررسی است.»

«سازمان ملل این زمین‌لرزه را بدترین فاجعه‌ای خوانده ‌است که تا سال ???? با آن روبرو بوده‌ است.»

آنچه عملیات کمک‌‌رسانی را دشوار می‌کرد آسیب دیدن ساختارهای مدیریتی و حاکمیتی این کشور بود که استفاده از کمک‌های خارجی را نیز با مشکل روبرو کرده بود.

نمی‌دانیم کجا می رویم!

اعضای 18 نفره گروه را ترکیبی از نیروهای درمان اضطراری و نیروهای سازمان امداد و نجات تشکیل می‌دهند و قرار است چند خبرنگار در فرودگاه به ما ‌بپیوندند. بچه‌های امداد بیشتر نیروهای پشتیبانی‌اند و نیروهای معاونت درمان و توانبخشی را پزشکان و پرستاران تشکیل می‌دهند. قبل از پرواز، دکتر دهقان که رهبری تیم را برعهده دارد، نکات چندی را متذکر می‌شود و بیان می‌کند که اساس آن این جمله‌هاست:

«نمی‌دانیم کجا می‌رویم؛ نمی‌دانیم کی به منطقه می‌رسیم، نمی‌دانیم کجا خواهیم خوابید و چه خواهیم خورد و نمی‌دانیم کی برمی‌گردیم. این نشان می‌دهد عملیات آسانی پیش رو نداریم و ماموریتمان می‌تواند آکنده از صعوبت‌ و ناملایمات باشد. البته در کنار شرایط نامطمئن و کمبود اطلاعات در این فضای خاکستری.» ساعت حدود 6 صبح به وقت محلی ونزوئلا، به فرودگاه کاراکاس می‌رسیم.

ماموریت‌ امدادی با پرواز تجاری

ساعت به وقت محلی حدود 8:20 است و هنوز در حال پیدا کردن بار بچه‌ها هستیم، همه بارها پیدا شده‌اند، فقط 2 ساک بچه‌های صدا و سیما باقی مانده است. تنها گروه باقی‌مانده در فرودگاه بچه‌های ما هستند. معطلی اندکی به درازا می‌کشد که با ماهیت عملیات امداد و نجات در تضاد است. اینجاست که همگی درمی‌یابیم انجام ماموریت‌های امدادی با پروازهای تجاری کمتر سنخیت دارد؛ توقف‌های گاه و بیگاه، تشریفات فرودگاه‌ها و مراحل متعدد تحویل و دریافت بار وقت‌گیر و فرساینده است آن هم در حالی که شرکت در عملیات امداد و نجات (خصوصا عملیات جستجو و نجات و درمان اضطراری) مستلزم دستیابی سریع به منطقه عملیاتی است و حضور به‌ موقع گروه‌های عملیاتی مهم‌ترین عامل در پاسخگویی مناسب و سریع است.

مسیر طولانی با اتلاف زمان طلایی

به سرعت از ترمینال فرودگاه سیمون بولیوار خارج می‌شویم و به گوشه‌ای در سمت دیگر فرودگاه می‌رویم که از قرار معلوم در آن هواپیمای روسی با محموله‌ای امدادی آماده رفتن به ‌هائیتی است.

از ساعت 9 صبح تا حدود 12 ظهر در فرودگاه سیمون بولیوار منتظر برخاستن هواپیمای روسی هستیم که عازم ‌هائیتی است. هواپیمای قبلی، پیش از رسیدن ما حرکت کرده است. نزدیک ظهر است و بچه‌ها گرسنه و ساندویچ‌های موجود نیز به علت احتمال وجود گوشت خوک غیرقابل مصرف است. تنها چیزی که پیدا می‌شود، چند عدد کیک بزرگ است که شکم گرسنه بچه‌ها را سیر می‌کند.

نکته‌های کوچک ولی باارزش

با آنکه هر یک از اعضای تیم کوله‌پشتی زیبا و جاداری را با خود حمل می‌کنند اما در هیچ‌یک از کوله‌هایی که همراه داریم، غذایی برای خوردن پیدا نمی‌شود و از کنسرو یا حتی مواد قندی انرژی‌زا خبری نیست. مواد غذایی که همراه خود آورده‌ایم در بار اصلی قرار دارد و از قرار معلوم اکنون در ترمینال بار فرودگاه است و البته در حال حاضر برای اعضای تیم غیرقابل دسترس!

در حالی که در گروه‌های امداد و نجات معمولا آب و غذا حداقل برای 24 ساعت در کوله‌پشتی برای امدادگران پیش‌بینی می‌شود امدادگران معمولا برای مدت یاد شده و حتی در مواردی تا 48 ساعت آب و غذای لازم را همراه خود دارند و از این نظر خودکفا هستند.

معطلی ادامه دارد

حدود 2 روز و اندی (قریب 60 ساعت) در هتل منتظر خبر وزارت خارجه ونزوئلا به سفارت ایران هستیم که اعلام کند امکان سفر ما به ‌هائیتی فراهم شده است. از همین رو با آنکه در مرکز شهر قرار داریم، رهبر گروه به بچه‌ها اعلام کرده جز در مواقع ضروری آن هم با اجازه ایشان از هتل خارج نشویم و در صورت خروج از هتل حداکثر ظرف 15 دقیقه به هتل برگردیم. بچه‌ها در هتل زمین‌گیر شده‌اند.

بالاخره خبر حرکت رسید

بالاخره به دکتر دهقان خبر می‌دهند هواپیما تا ساعت 5 از فرودگاه کاراکاس به سمت ‌هائیتی به پرواز درخواهد آمد. خدمه هواپیمای روسی به بچه‌ها کمک می‌کنند در هواپیما جاگیر شوند. هواپیما فضا و ظرفیت خوبی برای بار امدادی دارد. تجهیزات امدادی سبک وزن و حجیم‌اند و این هواپیما جای مناسب و فراخی برای بار دارد. در عملیات لجستیک حمل و نقل نیروها و تجهیزات در زمان مناسب، با کیفیت و ایمنی مناسب یک رکن اساسی است. اگرچه این هواپیما بیشتر کارکرد باری دارد تا حمل مسافر ولی برای بردن نیرو نیز امکانات مناسبی دارد، اگرچه سر و صدای آن گوش آزار و خسته‌کننده است. بچه‌ها در وسط بارها پراکنده شده‌اند و عده‌ای هم آخر هواپیما روی صندلی‌ها خوابیده‌اند. بیدار که می‌شویم، چراغ‌های فرودگاه دیده می‌شود. شروع به خالی کردن بار می‌کنیم تا به بار خودمان می‌رسیم که در آخر هواپیما قرار دارد، همه دوستان کمک می‌کنند تا بار هرچه زودتر تخلیه شود. حتی دکتر حمیدی که جراح گروه است، مجدانه در تخلیه بار کمک می‌کند، کاری که تعجب بچه‌ها را به دنبال دارد.

تخلیه محموله بشردوستانه ونزوئلایی

محموله ونزوئلایی‌ها که بطری‌های آب‌معدنی و شیر بسته‌بندی شده است، به علت آنکه بسته‌بندی مناسبی ندارد، با دست خالی می‌شود که وقت‌گیر و خسته‌کننده است. در باری که همراه داریم و باری که روز قبل به ‌هائیتی آورده شده است، خوشبختانه به این نکته‌ها توجه شده و نشان‌دهنده درس‌های آموخته شده ما از حوادث گذشته است.

هماهنگی و اقدام‌های پیشگیرانه

بعد از توجیه گروه و براساس اطلاعات به دست آمده از محل ماموریت اعضای تیم باید درباره حفظ ایمنی و سلامت خود در محل ماموریت آگاهی یابند و با اقدام‌های پیشگیرانه آشنا شوند و بر این مبنا و براساس بیماری‌های شایع در منطقه‌ای که مقصد سفر است، داروها و واکسن‌های لازم را دریافت کنند.

بار هنوز نرسیده است

روز جمعه است 2/11/88، بار ما هنوز از فرودگاه تخلیه نشده صبح تعدادی از بچه‌ها به فرودگاه می‌روند که بار دارو و غذای گروه را با خود بیاورند. در محوطه سفارت ایران با خواهر و برادری آشنا می‌شوم که به امید یافتن کاری در گروه‌های امداد و نجات به آنجا آمده‌اند. آنها می‌گویند: «عملیات جستجو و نجات همچنان ادامه دارد و شاید این عملیات یکی از طولانی‌ترین عملیات‌های جستجو و نجات در نوع خود در جهان بوده باشد.»

برپایی کمپ اصلی

پس از رسیدن تیم به محل ماموریت، یکی از اولین اقدام‌هایی که باید انجام شود، برپا کردن کمپ اصلی استقرار است. چادر‌ها را برپا می‌کنیم و باز منتظر می‌شویم که برای شروع کار هماهنگی‌های لازم انجام شود. صبح تعدادی از بچه‌ها بار را از فرودگاه تخلیه می‌کنند و به سفارت می‌آورند.

در چرخه مدیریت بلایا، مدیریت اجساد یکی از دشوارترین اجزای مرحله پاسخگویی اولیه بلایا به شمار می‌رود. در وقوع بحران‌ها، مرگ پایان رنج‌های انسانی نیست، چون بازماندگان فقط با مرگ عزیزان روبرو نیستند بلکه ناپدید شدن اعضای خانواده، فقدان اطلاعات در خصوص حیات یا مرگ آنها، چگونگی مرگ و تایید آن، محل نگهداری و دفن اجساد، شیوه به خاکسپاری، انجام مراسم مذهبی و... باعث اندوهی مضاعف می‌شود.

جانمایی درمانگاه هلال‌احمر ایران

محلی را نزدیک میدان میوه و تره‌بار پیدا می‌کنیم که محل تجمع مردم است. آن را برای درمانگاه پیشنهاد می‌کنیم ولی رهبر تیم تاکید دارد که درمانگاه در پارک روبروی سفارت برپا شود. دلایل دکتر دهقان قابل‌تامل است؛ مهم‌ترین علت امنیت آن محل (پارک) به علت نزدیکی به سفارت است و روزهای بعدی نشان می‌دهد که انتخاب محلی چندان هم نامناسب نبوده و آرام‌آرام پارک محل تجمع مردمی می‌شود که برای درمان درد خود به سوی ما می‌آیند، اما از آسیب‌دیدگان جسمی (زخمی‌های سانحه) در این محل کمتر خبری است، شاید یک دلیل آن این باشد که منطقه فقیرنشین و حلبی‌آباد در نزدیک ما قرار دارد و این مناطق طی حادثه زلزله آسیب کمتری دیده‌اند.

برپایی درمانگاه ایران

زنان و بچه‌ها مراجعان اصلی ما هستند که به صف در مقابل ما ایستاده‌اند، سرعت ما خوب است ولی تعداد بیماران زیاد است. تا ساعت 3 بعد از ظهر، همکاران یعنی 4 پزشک و 2 پرستار 197 نفر را ویزیت می‌کنند. ویزیت این تعداد بیمار تقریبا 3 -2 برابر بیماران ویزیت‌شده در یک روز کاری در تیم‌های خارجی‌ است. متاسفانه با وجود اینکه تعداد زیادی از بچه‌ها جزء بیماران ما هستند، برای آنان داروی اختصاصی نداریم. در تیم‌های خارجی نیز این مشکل وجود داشت. ساعت 3 بعداز ظهر درمانگاه را جمع‌آوری می‌کنیم چادرها را با همان اسکلت به درون سفارت می‌آوریم؛ آن هم به علت شرایط خاص امنیتی فدراسیون که به جمعیت‌های حاضر توصیه کرده است که ساعت شروع کار درمانگاه صبح‌ها ساعت 9 و ساعت اختتام ساعت 3 بعدازظهر باشد.

• روز دوشنبه: روز دوشنبه 25 ژانویه صبحانه ثابت را که خرما و شیر است، صرف می‌کنیم و برای برپایی درمانگاه آماده می‌شویم. درمانگاه، شلوغ‌تر از روز قبل است. کودکی را می‌آورند که همکاران برای او سرم وصل می‌کنند، چهره بی‌روح و ضعیفی دارد. ناگهان با صدای پرستار تیم به خود می‌آیم که خبر می‌دهد کودک در پی استفراغ چند کرم اسکاریس بالا آورده، عجیب و چندش‌آور است.

• روز سه‌شنبه: روز سه‌شنبه 26 ژانویه، طبق برنامه روزانه، درمانگاه آغاز به فعالیت می‌کند. صف بیماران طولانی‌تر شده است. توزیع شیر با مشکل روبرو و متوقف می‌شود. تا عصر بیماران را ویزیت می‌کنیم. تعداد بیماران به رکورد 300 می‌رسد. عصر خسته درمانگاه را برمی‌چینم و به کمپ برمی‌گردیم. دوستان تدارکات آماده می‌شوند تا به مقر آلمانی‌ها بروند تا از آنجا آب خوردن بیاورند. آلمان‌ها در گوشه‌ای از شهر واحد تامین آب سالم و بهداشتی را راه‌اندازی کرده‌اند که قادر است روزانه برای 200 هزار نفر آب سالم و بهداشتی تامین کند.

• روز چهارشنبه: به احتمال زیاد آخرین روز کاری ماست. روز گذشته بخش اعظمی از دارو و تجهیزات خود را به جمعیت صلیب‌سرخ ‌هائیتی اهدا کردیم و فقط برای مصرف امروز دارو برداشتیم. کار درمانگاه را کمی زودتر شروع می‌کنیم و تعداد بیمارانی که ویزیت می‌شوند، رکورد بی‌سابقه 400 نفر را بر جای می‌گذارد. امروز با تمام توان کار کردیم. درمانگاه طی این چند روز وجهه‌ای کسب کرده و تا حدودی معروف شده و مردم اطراف آن را به خوبی می‌شناسند. هر صبح قبل از آمدن تیم درمان روبروی چادرهای افراشته شده صف می‌کشند، صفی که آرام، کم‌تنش و منضبط است.

• سپیده‌دم روز پنجشنبه 28 ژانویه: از تیم پزشکان ونزوئلایی چند نفر که مسلمانند برای نماز صبح می‌آیند تا با بچه‌های ما نماز بگزارند. صبح روز پنجشنبه همه تجهیزاتمان را جمع می‌کنیم و کوله‌های خود را می‌بندیم. تجهیزات تحویل سفارت ونزوئلا می‌شود.

ققنوس زندگی و حیات از خاکستر آتش

شهر خیلی زودتر از آنچه که تصور می‌شد، حیات دوباره خود را آغاز کرده است؛ پمپ‌بنزین‌هایی که آسیب ندیده یا آسیب کمتری دیده‌اند، فعالیت خود را آغاز کرده‌اند.

ناو بیمارستانی آمریکایی کامفورت

ناو بیمارستانی آمریکایی کامفورت (USNS Comfort) چند روزی است که در نزدیکی ساحل بندر پورتوپرنس لنگر انداخته است و هلیکوپترها بیماران نیازمند اقدام‌های تخصصی و خصوصا خدمات جراحی را به آن می‌رسانند. با لنگر انداختن کشتی بیمارستانی نیروی دریایی آمریکا در بندر پورتوپرنس، ظرفیت درمان زخمی‌ها و بیماران نیازمند اقدامات جراحی افزایش یافته است.

این بیمارستان غول‌پیکر شناور که 272 متر طول دارد، دارای 12 اتاق عمل و مجهز به هزار تخت برای درمان و بهبود است. این کشتی بیمارستانی با 250 تختخواب و کادر کامل پزشکی و بهداشتی 550 نفره در کمتر از 72 ساعت به حرکت درآمد. بیشترین تعداد کادر پزشکی از مرکز ملی نیروی دریایی در بتزدای مریلند و بیمارستان نیروی دریایی در پورتموت در ویرجینیا هستند. کشتی کامفورت دارای امکان مراقبت‌های محدود، ساده، متوسط و پیشرفته و همچنین بخش بازپروری است. این کشتی بیمارستانی در آخرین پیام خود از طریق توئیتر، اطلاع داد که ظرف 24 ساعت گذشته، 63 بیمار را بستری کرده، 59 عمل جراحی انجام داده و یک کودک را به دنیا آورده است.

تاریخچه

هلال احمر از آغاز تا امروز

اکنون قریب یک قرن از آغاز فعالیت این جمعیت امدادی و بشردوست می‌گذرد و تجارب گران‌سنگی از سال‌های متمادی درگیری در عملیات‌های امداد و نجات اندوخته است. جمعیت در گذر از این سال‌ها و در ادامه حیات پربار خود دوران گوناگونی را از سر گذرانده و کامیابی و تلخکامی‌های بسیاری را تجربه کرده است ولی الطاف الهی همواره رهین تلاش‌های این نهاد پر برکت بوده و اکنون عهده‌دار کارزار سنگین و پرمسئولیت امداد و نجات کشور است، از این رو بررسی اجمالی ادوار تکوین و تحول این جمعیت می‌تواند درس‌آموز و راهگشا باشد. اکنون به اختصار نظری خواهیم انداخت به این دوران تاریخی:

1.دوران اول (1301- 1284): در این دوره همه مساعی بزرگانی چون دکتر امیر اعلم (بنیانگذار جمعیت شیر و خورشید سرخ)، ترغیب حاکمان و رجال سیاسی به پیوستن به نهضت بین‌المللی صلیب‌سرخ و هلال‌احمر و همچنین دفاع از پیوستن و پذیرش ایران در مجامع بین‌المللی بود. همچنین نمی‌توان تلاش‌های میرزا عبدالصمد ممتازالسلطنه، وزیر مختار وقت ایران در فرانسه در دفاع عالمانه از ضرورت افتراق بین کشورهای مسلمان و دیگران و عدم الزام آنان به پذیرش صلیب سرخ را نادیده گرفت.

2.دوره دوم (1327-1301): تصویب اساسنامه، تشکیل کمیته مرکزی جمعیت، کمیته ایالات و ولایات، راه‌اندازی شعب، حضور موثر در زلزله‌های تربت‌حیدریه و شیروان، تاسیس بیمارستان، درمانگاه، تهیه دارو و تجهیزات پزشکی، تربیت پرستار، نگهداری از کودکان بی‌سرپرست از اهم فعالیت‌های جمعیت و گسترش و توسعه فعالیت‌ها، از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره است.

3.دوره سوم (1357-1327): در اردیبهشت 1328 شمسی، دکتر حسین خطیبی‌نوری، به‌عنوان مدیرعامل جمعیت، برگزیده شد. او تا هنگام پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر در ساختار جمعیت، این سمت را بر عهده داشت. در سال‌های پس از سال 1328 حمایت دولت از جمعیت، تقویت منابع مالی و حُسن مدیریت دکتر خطیبی باعث شد جمعیت به سرعت رشد کند. طی سال‌های 40 شمسی، عرضه خدمات بهداشتی درمانی به اقشار مختلف مردم و نیز سرپرستی افراد بی‌خانمان و بی‌بضاعت با گرایش کودکان و نوجوان، به‌عنوان رویکردی مهم مورد نظر مدیران جمعیت بود.

4. دوره چهارم ( 1359-1357): در این دوره با مصوبه شورای انقلاب، مراکز بهداشتی و درمانی و آموزشی از جمعیت منفک و به وزارت بهداری وقت ملحق شدند. این گسست تا مدتی باعث برخی از سردرگمی‌ها در جمعیت شد و از توان امدادی آن کاست. مهم‌ترین رخداد‌ها طی این 2 سال سخت برای جمعیت این چنین رقم می‌خورد؛ تغییر نام جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران به جمعیت هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران

5-دوره پنجم ( 1367-1359): آغاز جنگ تحمیلی و شروع دفاع مقدس، امدادگران جمعیت را نیز چون دیگر مردم کشور وارد کارزار دفاع از کشور کرد. مهم‌ترین کارکرد جمعیت در این مقطع تاریخی چنین است:حضور ایثارگرانه با تمام امکانات و نفرات برای کمک به مداوا و انتقال مجروحان و مصدومان جنگ با تشکیل و سازماندهی گروه‌های امداد جبهه، تسکین آلام اسرا و افراد غیرنظامی در جریان جنگ تحمیلی، تشکیل ستاد امداد جبهه هلال‌احمر و آموزش و اعزام امدادگران به جبهه، در این دوران آقایان دکتر سیدحسن فیروزآبادی و مرحوم دکتر وحید دستجردی سکان هدایت جمعیت را در دست داشتند.

6- دوره ششم (1378-1367): پایان دفاع مقدس و وزیدن نسیم سازندگی در کشور، جمعیت هلال‌احمر را نیز در مسیر بازسازی و توان‌افزایی انداخت و استمرار مدیریت مرحوم دکتر وحید دستجردی در این دوران و سیر رشد و اعتلای جمعیت ادامه یافت. این دوران را دوره بازسازی و ایستادگی نام نهاده‌اند. مهم‌ترین فعالیت‌های جمعیت در این دوره، توسعه شعب در سراسر استان‌ها و اکثر شهرستان‌ها است.

7-دوره هفتم 1378-1384: این دوره را باید دوره معماری نوین و توسعه همه‌جانبه هلال‌احمر در همه ابعاد دانست، مدیریت دکتر احمدعلی نوربالا در این مقطع تاریخی منشاء این توسعه همه‌جانبه است. تحول گسترده در ساختار سازمانی ، توسعه منابع انسانی ، تغییرات اساسنامه‌های جمعیت هلال‌احمر و طراحی ساختاری مردم‌سالارانه برای اداره جمعیت، تهیه و تدوین طرح جامع امداد و نجات کشور و ارائه به دولت و تصویب آن به‌وسیله هیات دولت.

8- دوره هشتم (1394-1384): این دوره را می‌توان دوره بلوغ و حضور جمعیت در عرصه‌های گوناگون دانست. اگرچه حضور کوتاه‌مدت مدیران در این مدت نتوانست برنامه منسجمی را به ثمر نشاند ولی وفور منابع مالی و گسیل این منابع در راستای تقویت بنیه امدادی (خرید آمبولانس، خودروهای نجات، بالگرد و دیگر تجهیزات امداد و نجات) باعث تقویت و افزایش توان امدادی جمعیت شد، همچنین فراهم آمدن فرصت مناسب برای طرح خدمات جمعیت در میان مردم با بهره‌گیری هوشمندانه از رسانه‌ها از دیگر ویژگی‌های این دوره تاریخی است. در این دوره آقایان دکتر سیدمسعود خاتمی، ابوالحسن فقیه و دکتر محمد فرهادی در جمعیت مدیریت کردند و اکنون نیز سکان این نهاد امدادی و بشردوستانه در دست دکتر امیرحسین ضیایی قرار دارد.

تاریخ نشر: ۲۲ تیر ۱۳۹۴

طب شفا

طب شفا

طب شفا

طب شفا

طب شفا

طب شفا