امروز

طب شفا

اوتیسم و فرضیه مادران بی‌روح

در دهه‌های اخیر، تحقیقاتی که در خصوص منشاء اوتیسم صورت گرفته‌اند، بیشتر بر عوامل ژنتیکی تمرکز داشته‌اند، اما به‌تازگی، متخصصان فرضیه جنجالی جدیدی مطرح کرده‌اند که به تئوری مادران بی‌روح شباهت دارد و آن هم این است که بهبود رفتار والدین می‌تواند بر روند پیشرفت این اختلال تاثیر بگذارد.از آنجا که بیماری اوتیسم روی مهارت‌های ارتباطی فرد تاثیر می‌گذارد، یکی از اولین فرضیه‌هایی که برای منشاء این بیماری وجود داشته است، تاثیر عوامل محیطی و رفتار نامناسب والدین بر کودکان است. این فرضیه که «فرضیه مادران بی‌روح» نام دارد، می‌گوید مادران سردی که به درستی از کودکانشان مراقبت نمی‌کنند، سبب اوتیسم می‌شوند. متخصصان معتقدند، مطرح شدن این فرضیه در تاریخ روان‌شناسی، شرم‌آور است و اگرچه در سال1980 میلادی رد شده است، مطرح بودن آن در3 دهه، سایه سنگینی بر مطالعات روان‌شناسی درخصوص اوتیسم انداخته است.

رفتار مادر، عاملی مهم در رشد فرزند

برای بررسی درست یا غلط بودن فرضیه تاثیر رفتار والدین روی پیشرفت اوتیسم، یک گروه متخصص از دانشگاه منچستر، در اکتبر سال2012 از خانه مادری که در اینجا او را لارا می‌نامیم و3 فرزندش بازدید کردند. لارا پسری دارد که به اختلال اوتیسم مبتلاست و این احتمال ابتلا به اوتیسم را برای دیگر فرزندانش20برابر دیگر بچه‌ها افزایش می‌دهد. البته این احتمال هنوز زیاد نیست، چون از هر5 کودکی که مستعد اوتیسم هستند، یکی از آنها در سن 3یا4 سالگی مبتلا به اوتیسم شاخته می‌شود و این در حالی است که سایر این کودکان هم در سنین کم علائمی شبیه به اوتیسم را از خود نشان می‌دهند.

وقتی گروه به خانه لارا وارد شدند، او پشت یک میز سفید نشسته بود و در فضایی نیمه تاریک به دختر10ماهه‌اش بتانی غذا می‌داد. متخصصان یک دوربین فیلم‌برداری را برای ضبط کردن ارتباط متقابل آنها تنظیم کردند. بتانی ساکت روی صندلی بلندش نشسته بود و به غذایش که پنیر و ماکارونی بود، ناخنک می‌زد. او یک رشته از ماکارونی را با دستان کوچکش برداشت، به لارا نگاه کرد و سعی کرد آن را به زور در دست مادرش بگذارد و گفت: «مامان هم یک کم غذا بخوره!» و مادرش به او جواب داد: «دختر باهوش!» بتانی با لبخندی که دندان‌هایش را نشان می‌داد به مادرش نگاه کرد و سپس با صدای بلند خنده مختصری کرد. بعد از آن هم سرش را برگرداند و از پنجره به بیرون نگاه کرد تا اتوبوسی را که از کنار پنجره عبور می‌کرد، تماشا کند. لارا به بتانی گفت: «می‌توانی صدای اتوبوس را بشنوی؟ می‌توانی بگویی اتوبوس؟» و بتانی فریاد زد: «اتوبو» این بخش از روابط شخصی است که در این ویدئو ضبط شده است، بخشی از تحقیقی برای پیدا کردن صحت این ایده است:: «روابط متقابل روزمره بین مادر و فرزند می‌تواند باعث ایجاد اوتیسم شود.» تغییراتی که در نحوه ارتباط فرزند با مادر اتفاق می‌افتد، بخش مهمی از روند رشد هر کودکی را شکل می‌دهد. برای مثال زمانی که بتانی و مادرش با هم پچ‌پچ می‌کردند و به نگاه‌ها و حرف‌های یکدیگر عکس‌العمل نشان می‌دادند، بتانی می‌آموزد که چگونه زبان ‌بدن و کلماتش را با هم ترکیب کند که بتواند احساساتش را بروز دهد. در کودکی که اوتیسم دارد، این چرخه داد و ستدهای اجتماعی، گاهی از مسیر عادی خارج می‌شود. نوزادی که از ارتباط چشمی پرهیز می‌کند، به چهره افراد توجه کمی دارد و وقتی نامش را صدا می‌زنند، عکس‌العمل نشان نمی‌دهد، برای پدر و مادرش اشتیاق کمتری ایجاد می‌کند تا با او در تعامل باشند. نتیجه تعاملات اجتماعی کم، رانده شدن کودک به انزوا است و در ‌‌نهایت این چرخه معیوب باعث می‌شود که علائم اوتیسم تشدید شود. تیم پروفسور گرین، بتانی و53کودک دیگر که مستعد اوتیسم بودند، از نوزادی دنبال کردند تا نشان دهند که اوتیسم چگونه درافراد بروز پیدا می‌کند. درواقع این تحقیق نشان می‌دهد، در ماه‌ها و سال‌های مهم قبل از بروز اوتیسم در طفل چه اتفاقی می‌افتد. به گفته گوردون رامسی، سرپرست تیم تحقیقاتی مرکز اوتیسم مارکوس در آتلانتا، یکی از باورهای اشتباهی که افراد در خصوص این بیماری دارند این است که اوتیسم فقط مختص بچه‌ها است. البته پروفسور رامسی در این تحقیق مشارکت نداشته است، ولی روی این موضوع که چگونه روابط والد و فرزندی روی شکل گرفتن نحوه سخن گفتن کودکان تاثیر می‌گذارد، مطالعه می‌کند. او می‌گوید: «اوتیسم سبب می‌شود ارتباط بین والد و فرزند قطع شود و این موضوع روی جنبه‌های بسیاری تاثیر می‌گذارد.»

اگر ثابت شود که چرخه معیوب روابط متقابل والد و فرزندی باعث می‌شود کودک به اوتیسم مبتلا شود، یعنی متخصصان یکی از راه‌های پیشگیری و درمان اوتیسم را یافته‌اند. به این ترتیب آنها می‌توانند به والدین بیاموزند، چگونه خودشان را با ارتباط برقرار کردن غیرعادی کودکان‌شان با دنیا سازگار کنند و به آن پاسخ بدهند. از تحقیقاتی که اخیرا منتشر شده، چنین دریافت شده است که روابط متقابل والد و فرزند در سال‌های اولیه زندگی، می‌تواند روی یادگیری مهارت‌های اجتماعی و زبان‌آموزی کودک تاثیر بگذارد. در اواسط دهه 1970، آرنولد سامروف، روان‌شناس کودک، یک مدل از عوامل تاثیرگذار روی رشد کودک تهیه کرد. در این مدل این‌گونه به تصویر کشیده شده است که ارتباط بین نوزاد و والد با بازخوردهای رفتار متقابل آنها به وجود می‌آید. به این معنا که صداهایی که یک نوزاد از خودش درمی‌آورد و زبان بدن او، عکس‌العملی به والد است، اما برعکس بیرون از خانه، این رفتار کودک است که نوع عکس‌العمل افراد را مشخص می‌کند. پروفسور گرین، متخصص روانپزشکی، گروهی از نوزادان6 تا10ماهه را که در خانواده خود سابقه اوتیسم داشتند، با این پیش‌فرض که کودکانی که بیشتر در معرض ابتلا به این اختلال هستند، به گونه‌ای متفاوت از دیگران با والدین خود ارتباط برقرار می‌کنند مورد بررسی قرار داد. او دریافت کودکانی که بیشتر مستعد ابتلا به اوتیسم هستند، وقتی با پدر و مادرشان بازی می‌کنند یا به هر شکل ارتباط برقرار می‌کنند، کمتر از کودکان دیگر از خود نشاط و سرزندگی نشان می‌دهند. به عکس، والدین این بچه‌ها کمتر نسبت به میزان توجه آنها حساس هستند و بیشتر در تلاش آنها برای ارتباط برقرار کردن دخالت می‌کنند. برای مثال، کودکانشان را بیشتر لمس می‌کنند تا آنها را مجبور به واکش نشان دادن کنند.

تفاوت دیگر بین این دو گروه در سن 12تا15 ماهگی بروز پیدا می‌کرد. کودکانی که در خانواده‌شان سابقه اوتیسم داشتند، نسبت به گروه دیگر کمتر نسبت به والدینشان علاقه نشان می‌دادند و کمتر لبخند می‌زدند، می‌خندیدند و کودکانی که در سن ? ماهگی اختلال اوتیسم آنها تشخیص داده شده بود، جزو کم‌توجه‌ترین بچه‌ها بودند.

بررسی چرخه معیوب ارتباط والد و فرزند

در‌‌ همان زمانی که پروفسور گرین مطالعاتش را انجام می‌داد، تیم‌های دیگری در حال اکتشافات موازی بودند. گروه ژانا ایورسون در دانشگاه پترزبورگ، واکنش مادران را به رفتارهای اجتماعی کودکانی که بیشتر مستعد اوتیسم بودند، مورد بررسی قرار داد. برای مثال این گروه بررسی کرد که مادران چگونه به رفتارهایی مانند اشاره کردن این کودکان به دیگران و قرض دادن اسباب‌بازی‌هایشان واکنش کلامی نشان می‌دادند. این تحقیق نشان داد که رفتار مادران این کودکان تفاوتی با رفتار مادران سایر بچه‌ها نداشت. به‌هرحال این تیم دریافت که این کودکان زبان بدن ضعیف‌تری از سایر کودکان دارند و در مادرانشان اشتیاق کمتری برای واکنش نشان دادن ایجاد می‌کنند. به گفته ایورسون، در اصل والدین به آنچه فرزندانشان از خود بروز می‌دهند واکنش نشان می‌دهند. بنابراین وقتی کودک از خود یک رفتار غیرعادی نشان می‌دهد، از عکس‌العمل صحیح والدین محروم می‌شود و ارتباط کلامی قوی که برای او مناسب است، دریافت نمی‌کند.

نتیجه تحقیقات این متخصص، ارائه ویدئویی ضبط شده یک روز کامل از ارتباطات کلامی غلط است که بین183 کودک مبتلا به اوتیسم که محدوده سنی بین8 ماه تا4 سال داشتند و 77نفر از والدینشان صورت گرفته بود. در این تحقیق هم کودکانی که اوتیسم داشتند، صداهای کمتری از کودکانی که اوتیسم نداشتند از خود درمی‌آوردند.

اما در این تحقیق، الگوی رفتاری والدین و فرزندان در دو گروه با یکدیگر متفاوت بود. والدین نوزادانی که اوتیسم نداشتند، بیشتر به صداهای فرزندانشان که شبیه به ادای کلمات بود، نسبت به سایر صدا‌ها مانند خرخر کردن یا خندیدن واکنش نشان می‌دادند. در مقابل والدین نوزادانی که اوتیسم داشتند، به همه صداهای فرزندانشان واکنش یکسان نشان می‌دادند. به گفته آن وارلامونت، دستیار پروفسور در علوم‌شناختی دانشگاه کالیفرنیا، ممکن است این دسته از پدر و مادر‌ها، سایر صداهایی که از زبان نوزادشان می‌شنوند را با حرف زدن اشتباه بگیرند یا این نوزادان از خودشان صداهای عجیب و غریب درمی‌آورند.

علاه بر این، یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که اوتیسم چرخه بازخوردی را که باعث می‌شود مکالمه بین افراد شکل بگیرد، قطع می‌کند، زیرا کودکان از خود صداهای کمتری درمی‌آورند، پس کمتر به مکالمات والدین‌شان واکنش نشان می‌دهند و این‌چنین است که مکالمه تمام می‌شود. اگر این3 تحقیق را روی هم بگذاریم، می‌بینیم که باور نادرستی درمورد تاثیر تغییراتی که رابطه والد و فرزند بر اوتیسم می‌گذارد، مشخص می‌شود، اما اینکه آیا این تغییرات باعث می‌شوند کودکان بیشتری به اوتیسم مبتلا شوند، یک سوال مهم‌تر و جنجال‌برانگیز‌تر است. به گفته روبرت شالتز، مسئول مرکز تحقیقات اوتیسم در بیمارستان کودکان فیلادلفیا، اثبات این موضوع کار بسیار سختی است. اثبات این ادعا به تحقیقاتی نیاز دارد که رفتار والدین را تغییر دهند و تاثیر آن بر کودکان را نشان دهند یا برعکس.

تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر روند اوتیسم

به گفته پروفسور گرین، با تغییر کردن نوع ارتباط بین والد و فرزندانی که در معرض خطر ابتلا به اوتیسم قرار دارند، تیم او قصد دارند، روند پیشرفت اوتیسم در این کودکان را تغییر دهند.

بتانی و مادرش را به خاطر می‌آورید؟ وقتی او9 ماهه بود، یک متخصص از خانه آنها بازدید کرد و این کار را در هر دو هفته یک‌بار تا 14ماهگی او انجام داد و از فعالیت‌های معمولی روزمره او مثل غذا خوردن و بازی کردن فیلم‌برداری کرد. سپس این فیلم‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و بخش‌هایی از آنها را انتخاب کرد که دفعه بعد به لارا، مادر بتانی، نشان بدهد. هدف او از این کار، کمک به لارا برای درک بهتر تلاش‌های بتانی از طریق زبان بدن، نگاه کردن و صدا درآوردن برای ارتباط برقرار کردن بود. این متخصص این لحظات را انتخاب کرد تا لارا به خوبی علائم دخترش را بفهمد و بداند که چگونه باید به آنها پاسخ بدهد. برای مثال، وقتی بتانی برگشت تا به اتوبوس نگاه کند، مادرش تلاش کرد تا از این توجه او برای گسترش دایره لغات بتانی استفاده کند.

همچنین این متخصص سعی کرد، بعضی از نشانه‌های کوچکی که لارا آنها را فراموش کرده بود (برای مثال اینکه بتانی علاقه‌اش را به یک اسباب‌بازی یا بازی خاص از دست داده بود یا آنقدر با یک اسباب‌بازی بازی می‌کرد که لارا هم خسته می‌شد، کشف کند. لارا می‌گوید: «این کار خیلی موثر است، چون والدین همیشه متوجه این نکات کوچک نمی‌شوند.» لارا همچنین تکنیک‌هایی را یاد گرفت که به وسیله آنها می‌توانست به توجه‌های بتانی جواب بدهد و با30 دقیقه تمرین کردن در روز، آنها برای لارا تبدیل به عادت می‌شدند. لارا می‌گوید، انجام دادن این تمرین‌ها خیلی آسان و لذت‌بخش است. در تحقیق پروفسور گرین، نشان داده شد، همه تاثیراتی که روی بچه‌ها به جا می‌ماند، در نتیجه تغییر در رفتار والدین است. و به گفته، او هیچ روشی بهتر از این برای این تاثیرات گسترده روی بچه‌ها وجود ندارد. این تحقیق همچنان ادامه دارد، ولی نتایج اولیه آن در ژوئن سال جاری منتشر شد و نشان داد، والدینی که از این آموزش‌ها بهره برده‌اند، چه‌قدر با گروه دیگر متفاوتند. این پدر و مادر‌ها کمتر ارتباط متقابل خود با فرزندانشان را کنترل می‌کردند. علاوه بر این، فرزندان این خانواده‌ها به اطراف خود توجه بیشتری نشان می‌دادند و با والدینشان بیشتر ارتباط برقرار می‌کردند. همچنین وقتی به14 ماهگی رسیدند، کمتر علائم اوتیسم را از خود نشان می‌دادند. هنوز نمی‌توان پیش‌بینی کرد، آیا نتایجی که پروفسور گرین به آن رسیده است، می‌تواند سبب پیشگیری از اوتیسم شود یا علائم آن را کاهش دهد، زیرا بیشتر کودکانی که در این مطالعه حضور داشته‌اند، هنوز کوچک‌تر از آن هستند که بتوان در مورد رفتار آنها نظر قطعی داد.

اما زمانی که بتانی3 ساله شد، مادرش اظهار کرد که بنابر چک‌آپ‌هایی که در آزمایشگاه پروفسور گرین از او صورت گرفته است، هیچ‌گونه علائمی از اختلال اوتیسم از خود نشان نمی‌دهد. لارا می‌گوید که دخترش به نحو باورنکردنی هوشیار‌تر و اجتماعی‌تر شده و با اطرافیان بیشتر ارتباط برقرار می‌کند.

نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که متخصصان می‌توانند به والدین تکنیک‌هایی را بیاموزند که توجه اجتماعی کودک را که از نظر ژنتیکی مستعد اوتیسم است، افزایش دهد.

یکی از نکات سودمند این تحقیق این است که آموختن این تکنیک‌ها برای والدین ساده است. متخصصان می‌گویند، هرچه بیشتر کار می‌کنند، متوجه می‌شوند، انگ‌زدایی از بیماران مبتلا به اوتیسم، باعث می‌شود رفتار آنها طبیعی‌تر شود.

منبع: Guardian

تاریخ نشر: ۱۴ تیر ۱۳۹۴

طب شفا

طب شفا

طب شفا

طب شفا

طب شفا

طب شفا